نینوش..
من و تمام پلشتیِ این درد و...
که قد تمام کرم های عالم دوستت دارم..
که قد تمامی دوش ها میبارم...
که درد میکشم قد پریود های هفت روزه ات..
که سردرد میکنم به سردرد های مرموزت..
که با صدای تو قطع کند، نه به من هنوز..
که دوستم داری کمی بیشتر از دیروز..
که لای سینه های تو بی هوا گریه شوم..
که مست توی کوچه های غمت بدوم..
که لای سینه های تو بی هوا گریه شوم..
که مست توی کوچه های غمت بدوم...
ببین تخت خواب شکسته دائم استرس داره..
ببین چراغ خواب سوخته اما هنوز بیداره..
ببین بنان چطور با صدای من بغض کرده..
که اشک های سر شب تازه اول کاره..
به مادرت بگو نفست چقدر غمگین است..
که حبسیده در خود و رمز جان کندنش این است..
که روبروی آب نشسته سراب میبیند..
فقط شکنجه شکنجه عذاب میبیند..
که لای سینه های تو بی هوا گریه شوم..
که مست توی کوچه های غمت بدوم..
که لای سینه های تو بی هوا گربه شوم...
که مست توی کوچه های غمت بدوم..
همیشه به اندازه ی یک یتیم خواب میدیدیم..
تو از نبود و من از بود پدر ترسیدیم..
میان داشته ها هردو بی پدر بودیم..
میان سکته و سرطان هردود دربه در بودیم..
به جان تو بانو نخورده مست بیهوشم..
تو فرض کن درد تکیلاست که مینوشم..
تو فرض کن این آخرین بیت شعر من باشد..
که ضجه میزنم و مینویسم نینوشم...
شاهین نجفی..